اگر به دنبال مطلب خاصی می گردید آن را در سایت جستجو کنید...

بیوگرافی علی شیرازی


علی شیرازی (زاده ششم ، ری)، خواننده و پژوهشگر موسیقی ملی (آوازپژوه)، نویسنده، ویراستار، روزنامه‌نگار، منتقد سینما و منتقد موسیقی فیلم است. او دربارهٔ تنوع کارنامه اش می‌گوید: «من از کودکی می­خواندم که به یکباره با هنر جامعی مثل سینما روبرو شدم و به کلاس فیلمسازی رفتم.

علی شیرازی
زمینهٔ کاری آواز، نویسندگی، پژوهش موسیقی آوازی و نقد فیلم
زادروز ششم
ری
ملیت ایرانی
محل زندگی دماوند
بنیانگذار شب آواز ایرانی
پیشه روزنامه‌نگار
سال‌های نویسندگی از نیمه دوم دهه تا به امروز
کتاب‌ها دهه شصتی‌ها، سکانس آخر
نوشتارها آخرین آواز، چرا صدای ایرج میزان است، موسیقی فیلم ترانه سالار، انگار زیادی بزرگ شده بودیم
استاد محسن کرامتی، رضا رضایی پایور
اثرپذیرفته از ایرج، بنان

 

اما خیلی زود و در نوجوانی به خواننده شدن به صورت حرفه­ ای علاقه­ مند شدم و از آن پس، سینما را در رشته نقدنویسی و نوعی فعالیت در زمینه تاریخ شفاهی این هنر جدی گرفتم و هم­زمان آواز را نزد بهترین استادان این سرزمین دنبال کردم. از وقتی هم که به حرفه روزنامه‌نگاری روی آوردم، طبیعی بود که با توجه به زمینه­ های نویسندگی در خودم به نوشتن دربارهٔ هنر موسیقی نیز بپردازم. در واقع اینها به شکلی تقدیری بر سر راهم قرار گرفتند و هر یک به نوعی دیگری را تکمیل کردند.»[ ]

زندگی‌نامه

علی شیرازی ششم خورشیدی در ری به دنیا آمد. از آغاز نوجوانی و هم‌زمان با تحصیل در مدرسه به فراگیری مبانی سینما در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان زیر نظر خسرو معصومی پرداخت

. از ابتدای دهه هفتاد خورشیدی نیز به آموختن ردیف آوازی ایران به ترتیب نزد شاپور رحیمی، رضا رضایی پایور و بیش از همه محسن کرامتی مشغول شد.[ ]

هر چند که با وجود داشتن چنین استادانی، در خوانندگی از ایرج خواجه امیری تأثیر فراوانی پذیرفته و به صورت غیرمستقیم، این هنر را از او نیز آموخته است.[ ]

با این همه در بررسی صدا و آواز علی شیرازی نخستین و مهمترین مطلبی که به ذهن می‌آید استقلال صداییِ او است و اینکه وی شبیه کسی نمی‌خواند؛ آن هم در عصری که گوش‌ها آنقدر به مشابه خوانی عادت کرده که اگر خلاف آن شنیده شود، جای تعجب دارد.[ ] او همچنين حضورهايی گاه و بيگاه برای تكميل معلومات هنري‌اش نزد موسيقي‌داناني چون زنده‌ياد حميد پناهی، هنگامه اخوان، كريم صالح عظيمي، شهرام اعتمادی، محمد افتخاري‌فرد و كمال‌الدين عباسی داشته است.[ ]

شیرازی از دهه به پیشه روزنامه‌نگاری روی آورده و در زمانی حدود دو دهه نقدها و مصاحبه‌های بسیاری بر فیلمها و آلبومهای موسیقی از او منتشر شده است. وی بخصوص در زمینه موسیقی جزو نویسندگان تأثیرگذار بوده، چرا که ضمن برانگیختن تأیید قدیمیهای این رشته همچون تورج زاهدی[ ] تا کنون ضمن آسیب‌شناسی و نقد دامنه‌دار و پیوسته تقلید در آواز ایرانی سالهای بعد از انقلاب از جمله در مقالاتی مثل آخرین آواز[ ] و نیز نقدی که بر فیلم مستند پهلوان آواز با موضوع زندگی ایرج خواجه امیری نوشته[ ] اصطلاحاتی همچون صاحب صدای معیار را نیز دربارهٔ خواننده‌ای مثل ایرج بر سر زبانها انداخته، تعبیری که مدتی بعد، از جمله توسط شجریان دربارهٔ ایرج به کار رفته است.[ ]

او به علاوه، جزو معدود منتقدان موسیقی و آواز ایرانی است که به نقد صریح و بی پرده صدا و خوانندگی مشهورترین خوانندگان پس از انقلاب در داخل کشور مانند محمدرضا شجریان، شهرام ناظری، علیرضا افتخاری و ایرج بسطامی پرداخته است.[ ]

به اعتقاد شیرازی مشکلات آواز ایرانی از چند ناحیه است: «اولین نکته بی‌مهری مسئولان در جریان رسمی و رسانه‌هاست. ما عزمی برای بهبود شرایط و ارائه گنجینه ملودیک‌مان نمی‌بینیم.

ایران صاحب بزرگترین گنجینه ملودیک است. ما هفت دستگاه و پنج آواز داریم که می‌توان آواز شوشتری و کرد بیات را هم به آن اضافه کرد اما می‌بینیم دقیقاً همانطوری که ساز تار را دو دستی تقدیم کشور بایجان کردیم، آواز ایرانی هم به نوعی رو به خاموشی گذاشته است. از سوی دیگر ما بزرگان و مفاخر خودمان را هم نمی‌توانیم پاس بداریم که مشخصاً می‌توانم به مولانا اشاره کنم.

این‌ها سرمایه‌های ما هستند که آشکارا می‌بینیم تلاش چندانی برای پاسداشت آن‌ها صورت نمی‌گیرد.»[ ] در فضای رسانه‌ای نیز شیرازی ضمن انتقاد از اوضاع نابسامان این هنر حتی به وضعیت هوا و آلودگی و تأثیرات مخرب آن بر صداهای خوانندگان امروز نیز پرداخته است.[ ]

آثار شنیداری و دیداری

  • از اعصار (آلبوم) شامل موسیقی فیلم مستند میراث کهن (همخوان به اتفاق محسن کرامتی و افسانه رثایی، به آهنگسازی حسین علیزاده)
  • فیلم مستند نغمه‌سرای کودکان (خواننده و بازیگر) که با موضوع زندگی عباس یمینی شریف ساخته شد.[ ] به کارگردانی هومن ظریف
  • فیلم مستند فرخی یزدی (خواننده)[ ] به کارگردانی هومن ظریف

این کارگردان دربارهٔ حضور شیرازی در دو فیلم اخیر گفته است: «او در دو مستند نغمه سرای کودکان و فرخی یزدی، صدا و سیمایی نشان داده است و در نقش آفرینی و آوازخوانی، چنان ردیف و مسلط بر ردیف موسیقایی دیدمش که متعجب شدم.» [ ]

آثار نوشتاری

  • دهه‌شصتی‌ها (نوستالژی تلویزیون در دهه )، نشر ادریس، [ ]
  • سکانس آخر (سوک نوشت هنرمندان خاموش)، نشر ادریس، [ ]

او دربارهٔ کتاب سکانس آخر گفته است: «به نظر خودم این کتاب شرح حال تعدادی سینماگر و اهل موسیقی و شعر از نگاه یک نفر عاشق این هنرهاست. یک عاشق سینما، عاشق موسیقی و عاشق شعر و اصلاً کسی که هر بار دستش به قلم می­رود، دست و دلش می­لرزد. آرزویم این است توانسته باشم بخشی از عشق و علاقه­ام به این عزیزان را در این نوشته­ ها منعکس کنم.»[ ]

همچنین کتابهای خسرو خوبان (دربارهٔ محمدرضا شجریان) و سکوت گویا (دربارهٔ ایرج بسطامی) نیز با مقالاتی از شیرازی به بازار نشر آمده است. به جز اینها در فضای مجازی و مطبوعات کاغذی نیز تا کنون ده‌ها مقاله تخصصی و نقد و تحلیل در زمینه موسیقی و سینما از او منتشر شده است.[ ]

دیگر رشته مهم کاری شیرازی در مطبوعات و بعد کتابهایش زندگینامه نویسی هنرمندان بوده است: «در دهه هفتاد، نخستین مطلبی که از من در مطبوعات چاپ شد، نقد یک آلبوم موسیقی بود به نام در گذر که حالا کمتر کسی آن نوشته و حتی آن آلبوم را به یاد می­آورد.

شاید امروز فقط برخی هنرمندان آن اثر مانند علی صمدپور (که با آهنگسازی برای فیلم ماهی‌ها عاشق می‌شوند به شهرت رسید) در ذهن­ها باقی مانده با­شند. دومین نوشته­ام نقد یک برنامه تلویزیونی بود، سومی یک گزارش… تا آنکه رسیدم به یکی از مطلوب‌ترین و مهمترین مقوله­هایی که بعداً در زمینه روزنامه­نگاری در پیش گرفتم. یعنی بلافاصله در چهارمین و پنجمین نوشته­هایی که از من به چاپ رسید،

مروری کوتاه کردم بر زندگی دو تن از هنرمندان نامدار موسیقی ملی­مان علینقی وزیری و حسین طاهرزاده. بی‌آنکه حتی خودم بدانم در آینده به‌صورت جدی این کار را در زمان زندگی و مرگ هنرمندان بسیاری انجام خواهم داد و بازخوردهای خوبی در طول مسیر خواهم گرفت.»[ ]

شب آواز ایرانی

شیرازی بنیانگذار، مبدع و طراح اولیه برنامه شب آواز ایرانی است. برنامه‌ای که با هدف میدان دادن به چهره‌های ناشناخته و کمتر شناخته شده در هنر آواز پایه‌گذاری شد.[ ]

اما او پس از برگزاری پنج جلسه از این سلسله برنامه کناره گرفت و ضمن پرهیز از رسانه‌ای کردن علل استعفایش فقط به انتشار یک نامه خداحافظی بسنده کرد: « «سلام… خیلی ناراحتم که به اطلاع همراهان خوب شب آواز ایرانی برسانم که این سلام من بوی خداحافظی‌ام با برنامه‌ای را می‌دهد که بسیار دوستش دارم اما خوشحالم که همچنان کنار شما دوستداران موسیقی و هنر آواز میهن عزیزمان خواهم ماند، چرا که: قطره دریاست اگر با دریاست/ ورنه او قطره و دریا دریاست…»[ ]

بعدها هم در این زمینه (جز یک بار و آن هم به طعنه) توضیح روشنی ارائه نکرد: «همین مانده که هر یک از ما اهالی موسیقی با حاشیه پردازیهای خودمان به بحرانهای فراوان این هنر در این سالها بیشتر دامن بزنیم و آن را بحران زده تر کنیم! به هر حال آنها با ما نساختند، یا ما از مواضع خودمان کوتاه نیامدیم و برنامه، نشد آنچه بنیانگذارش می‌خواست و در سر داشت اما خوشبختانه و به هر شکلی این مسیر هنوز ادامه دارد و شب آواز ایرانی به هر کیفیتی برگزار می‌شود که باز هم جای امیدواری است.».[ ]

آن باری هم که از روی کنایه و طعنه چیزی دربارهٔ دوری اش از این برنامه گفت، ضمن اشاره کردن به سنت حذف آدمهای موفق از حیطه کاری شان متذکر شد: «شاید دلیل حذف ناخواسته و بدون اطلاع من نیز موفقیتم بوده باشد!… زیرا پس از راه‌اندازی برنامه شب آواز ایرانی وقتی موفقیت این برنامه به همگان و از جمله حامی رسمی آن برنامه ثابت شد، من مجبور به کناره‌گیری از برنامه ابداعی خودم شدم… !»

error: Content is protected !!